1-یکی از جنبش های معنوی مردم غرب ایران که تأکید خاصی نیز بر حفظ فرهنگ و آیین و باورهای ملی دارد، همین آیین یاری است. چنان که برای نمونه در کتاب مقدس این آیین می خوانیم: « هنی مگیلین یكیك شاران ** تا زنده كریم آیین یاران» یعنی: « هنوز هم یکایک شهرها را برای زنده کردن آیین یاران می گردیم. » ایضاً: « چنی ایرمانان مگیلیم هَردان ـ مکوشم پری آیین کردان» یعنی: « همراه درویشان آواره ی بیابان ها شده ایم و برای رواج آیین کردها کوشش می کنیم.»
ایضاً: « زردشت پیدا بی و فرمان شام ـ اوِستاش آورد پری خاص و عام ـ چنی گمراهان ستیزا و کوچ ـ مکوشا پری یاری شو و روچ»
یعنی: « زرتشت به فرمان خدایم ظهور کرد و اوستا را برای هدایت خاص و عام آورد. وی به وسیله ی گفتار خود [ نه با شمشیر] با گمراهان ستیزه کرد و به خاطر ترویج ((آیین یاری)) شب و روز کوشش نمود.»
2- کتاب مقدس یارسان « دفتر» نام دارد و به زبان کردی است، دفتر زمان سلطان سهاک«دیوان گوره» نام دارد« دیوان گوره م نام دفترا » . دفاتر دیگری همچون دفتردوره چهل تن آسید براکه، دفتر شیخ امیر، خان الماس و... نیز موجود است.
3- متون مقدس یارسان گفته ی بزرگانِ دیده دارِ این آیین و حاصل کشف و شهود آن هاست.
4- در یاری نماز وجود ندارد و حتی نیایش های دینی را هم با نوای موسیقی (تنبور و کلام )همراه می سازند
5- اصول دین یاری بیشتر جنبه ی عملی و اخلاقی دارد و آن رعایت چهار اصلِ (( راستی ، پـاکی، نیستی و ردا )) می باشد. (ردا به معنی یاری رساندن به نیازمندان و همچنین بردباری و تحمل سختی است .)
6-آیین یاری رابطه ی انسان و خدا را تأکیداً رابطه ای صمیمی و دوستانه و بر اساس عشق و محبت دو جانبه می داند و به همین خاطر هم خدا را (( یار)) و دین او را (( دین یاری)) نامیده است
7ـ یکی از مسائل مهم اعتقادی یارسان موضوع دونادون و سیر کمال روح از طریق زندگی های متعدد است و بهشت و دوزخ را هم روحانی و به معنای قرب و بعد از خدا و کمال انسانی می دانند .
8-روزه در یارسان سه روز است «هر كس نگیرو یری روی یاران * سر برزیش و پای دیوان ناوران»
9- آیین یاری برای ادیان دیگر و پیروانشان آزادی و احترام کامل قائل است چنان که می گوید : (( اگر دین ویت و خاس مزانی ـ خراوه و دين کس نموانی )) یعنی : (( اگر برای دین خود احترام قائلی باید به دین دیگران هم بی حرمتی نکنی. ))
10- به یارسان توصیه شده اسـت که تا می توانند به نیازمندان یاری نمایند.
11- در آیین یاری بیشتر و تأکیداً توجه به خود سازی و اصلاح نفس شده است و لذا مردم بـاید بکوشند عیب و ایراد خودشان را ببینند و کمتر به دیگران دستور بدهند وآن ها را امر و نهی بکنند .
12- در آیین یاری تعدد زوجات ممنوع است
13- در آیین یاری زن و مرد از مقام و شأ نی برابر برخوردارند و بایستی حقوقی نیز برابر داشته باشند.
14- آیین یاری راجع به نحوه ی پوشش زن و مرد دستور خاصی نداده و تنها تأکید بر پاک دامنی و رعایت شرم و حیا و پرهیز از لباس های مبتذل کرده است
15- در آیین یاری هر کسی آزادی عقیده دارد و می تواند هر زمانی که صلاح بداند، از دین و عقیده ی خود دست بکشد
16-برده دار ی؛ یعنی خرید و فروش انسان، در آیین یاری عملی غیر انسانی و ممنوع است
17- چون احکام دین یاری بسیار ساده و روشن و در حد رعایت اصولی مانند راستی و پاکی و نیستی و ردا و یا انجام پاره ای مراسم و نیایش است؛ لذا عموم یارسان معمولاً وظیفه ی آیینی خودشان را می شناسند و نیازی به تقلید از متخصصان دینی ندارند.
18-آیین یاری در مورد مسائل فردی و اجتماعی معمولاً وارد جزئیات نشده و اغلب با ترسیم خطوط کلی، اختیار امور انسان ها را به خودشان و ترجیحاً به خرد جمعیِ آن ها واگذار کرده است.
19- از نظر آرایش ظاهری مردان یارسان معمولاً ریش ها را زده و سبیل را براساس دستورهای دینی نمی گیرند.
موضوعات مرتبط: مقاله پژوهشی با موضوع یارسان
برچسبها: یارسان , اهل حق , آیین یاری , تنبورنوازی
ما امروزه در مراسماتی که تحت عنوان فاتحه وختم از آن نام برده می شود با رفتارهایی مواجه می شویم که وجود هرانسانی را به لرزه در می آورد. در قدیم هنگام فوت جوانی از فامیل در میان اقوام کرد و لر و لک ودیگر اقوام رسم بود که بستگان آن مرحوم تا هفت یاچهل روز لباس سیاه بپوشند، محاسن خود را نزنند ،سر وشانه های خود را گِل مالی کنند،درخانه بمانند واز کار یا شغل روزمره به دور باشند یا به اصطلاح (عازیت-به عزا بنشینند-) بگیرند.همین آداب ورسوم خود مشکلاتی را ببار می آورد که بیشتر از همه خانواده داغدار را عذاب می داد در صورتی که این رسومات در هیچ دین وآیینی ریشه نداشت وتنها میتوان گفت اینها همه باعث می شدند که داغ خانواده مرحوم تازه تر شود.
و اما امروزه همین رسم نادرست در میان مردم رایج است اما نه به سختگیری آن زمان مثلا" امروزه سیاه می پوشند،محاسن را نمی زنند و اگرخانواده مرحوم به عروسی دعوت شوند تا چهلم وحتی سال آن مرحوم در مراسمات جشن وعروسی شرکت نمی کنند.
در آیین یارسان چیزی به اسم مرگ ونابودی وجود ندارد ،مرگ تنها جامه عوض کردن است انسان جامه ی کهنه ی خود را به خاک میسپارد وجامه ی جدید دیگری می پوشد چون به دونادون معتقد است. فردی که در این دنیای فانی زندگی میکند ممکن است در همان اوایل کودکی از دنیا برود وممکن است سالهای فراوان عمر کند وبعد دون عوض کند ودون جدید هم برگرفته از همین دون(جامه)است یعنی اگر فردی در این دنیا اعمال ورفتار پسندیده ای داشت مطمئنا"دونی در انتظارش است که در آن دون فردی پاک وآراسته از کمالات باشد واگر فرد بد کردار ونالایق می بود دون دیگرآن فرد پر از عذاب ورنج می بود وحتی می توان گفت آن فرد به جامه ی حیوانات هم تنزل میافت پس نابودی در کار نیست تنها جامه عوض کردن است وبس.
هرکس بناسوشون جامه ویش
نی کوچ رو رو ندارو اندیش
اگر بزانان شون جامه شان
و مشعلوه میان ومشان
مردان مترسان نی سیاسته
تسلیم گیانان جور غویطه بطه
یعنی:هرکس خود را بشناسد از رفت وبرگشت هراس ندارد بلکه با شادی مرگ را استقبال می نماید زیرا مردن مانند غوطه مرغابی در آب است که از سوی دیگر بیرون می آید.
پیروان یارسان باید این را بدانند که گریه وشیون را نباید برای مرگ جایز دانست اما این را هم منکر نمی شوم که اگر شخصی عزیزی را از دست دهد مسلما"نمی تواند خود را هم کنترل کند وحسرت دوری را تحمل کند اما اگر ما حقیقت را دریابیم به آنهم پی خواهیم برد و میتوان گفت که تنها گریه وزاری ما برای تسکین دل خودمان است نه چیز دیگری زیرا که میدانیم با گریه وشیون آن روح دیگر به این جامه باز نخواهد گشت.
گرامیداشتی که امروزه در میان یارسان رایج است برای مردگان : شب اول به نیابت حضرت مصطفی داوان که اگر خانواده مرحوم از نظر مالی مشکلی نداشته باشند گوسفندی را قربانی می کنند ودر جم یاری سبز می نمایند(دعا میدهند)و یا غذای دیگری طبخ می نمایند وکسانی که در خاکسپاری آن مرحوم زحمت کشیده اند شب اول خاکسپاری در خانه آن مرحوم شام می خورند والبته افرادی که ناتوانی مالی دارند واجب است که گرده (نوعی نان که با آرد وروغن حیوانی ونمک به عمل می آید)دعا دهند.روز هفتم به نیابت هفت تن(البته بعضی مردم روز سوم را هم مراسم می گیرند که بیشتر برای آندست از مردم است که نتوانسته اند در مراسم خاکسپاری شرکت کنند).روز چهلم به نیابت چهل تن.وسال به نیابت حضرت سلطان صحاک.
که البته همانگونه که در بالا گفتم تمام این موارد برای اینست که یادی از آن مرحوم کرده باشند وجایز نیست که شیون وزاری در این مراسمات باشد که البته این مورد در بین زنان همچنان پایدار است که امیدواریم این مورد هم به فراموشی سپرده شود.
ناگفته نماند که آقای سید نصرالدین حیدری پیر و رهبر آیین یارسان هم در این مورد نکاتی را متذکر شده اند از جمله اینکه هنگامی که از خانواده ای کسی فوت می کند مراسم فاتحه فقط یک روز باشد تا ازخانواده داغدیده سلب آسایش نشود ودر مواردی هم خانواده هایی وجود دارد که کم بضاعت هستند تا متحمل خرج اضافه ای نشوند که خوشبختانه در میان بعضی مردم این امر هم رایج شده وامیدواریم پیروان یارسانی به حقیقت این امر واقف شده باشند که ما وقتی که به دونادون معتقدیم لزومی ندارد که برای کسی که دون عوض می کند وبه دیار دیگری که شاید همین دیار باشد ویا شهر دیگر ومملکتی دیگر رهسپار می شود عزا گرفت وسیاه پوشید.
امیدوارم به حق سلطان اسحاق تمامی برادران وخواهران یارسانی حقیقت خود را در یابند و به این امر واقف باشند که در دین یارسان(اهل حق) باید رسم شیون برای زنان وعزا گرفتن برای مردان وزنان کنار گذاشته شود وبا رضایت به مشیت خداوندگاراین رضای حق را پذیرفت.
در آخر فاتحه یاری را برای تمامی اموات وعزیزانی که خود را تسلیم خواست خداوند دانستند روانه می کنیم:
شرطِت طیار بو
اقرارت بتوین، شرطت طیار بو
پیرت بنیامین پیر ریا بار بو
دلیلت داود شای کوسوار بو
قابض روحت باش کماندار بو
حساوِت وَ دس پیر دفتردار بو
حساو کتاوت صف نه طومار بو
تسلیم وبارگاه شاه خاوندکار بو
مصطفی چنت وَ وش رفتار بو
خاتون محشرت دایه رمزبار بو
اولت یار بو آخرت یار بو
اول آخرت شرط واقرار بو
موضوعات مرتبط: مقاله پژوهشی با موضوع یارسان
برچسبها: یارسان , اهل حق , آیین یاری , تنبورنوازی

سید خلیل عالینژاد در ۲۱ خرداد ۱۳۳۶ در شهر صحنه در استان کرمانشاه در خانوادهای از پیران یارسان متولد شد. پدرش سید شاهمراد عالینژاد، نوازنده تنبور بود.
سید خلیل آموختن تنبور را نزد سیّد نادر طاهری آغاز کرد و پس از ۲ سال نزد سید امرالله شاه ابراهیمی رفت. وی همچنین از آموزش امیر حیاتی نیز بهره برد و بعدها نزدعابدین خادمی آموزش خود را ادامه داد. سید خلیل عالینژاد در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه صحنه را نیز بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۷۵ وی پس از اتمام تحصیلات عمومی به دانشگاه رفت و از دانشگاه هنر در رشتهٔ موسیقی فارغالتحصیل شد.
سید خلیل عالینژاد بر ردیف موسیقی دستگاهی ایران تسلطی کافی داشت. او آواز را از مکتب میرزا حسین خادمی آموخته بود و از نادر نادری دف آموخت و تار را از کیخسرو پور ناظری، نواختن تارش به شیوه نوازندگی مکتب برومند نزدیک بود و پردهگیریها و زخمههای شمرده و جملهبندیهایش در سه تار، شیوهٔ نوازندگی یوسف فروتن را به یاد میآورد. سید خلیل همچنین علاوه بر نوازندگی تنبور به ساخت تنبور و سهتار نیز پرداختهاست و ساختههای او با مهر شیدا محصول کارگاه مشترک به همراه عبدالرضا رهنما و بعد از سال ۱۳۷۰ در کارگاه شخصیش با مهر قلندر موجود است.
در اوایل دهه ۶۰ گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری تشکیل شد و عالینژاد به جمع این گروه پیوست. حاصل همکاری با گروه تنبور شمس، تکنوازی و جواب آواز ماندگار سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای شهرام ناظری انتشار یافت.
در اواسط دهه ۷۰ سید خلیل خود گروه باباطاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر در اجلاس هنرهای دینی (۱۳۷۵ تهران) برنامهای اجرا کردند که ویدئو آن به نام زمزمهٔ قلندری به نفع خیریه کهریزک دراختیار علاقهمندان قرار گرفت. در سال ۱۳۷۱ سیدخلیل به وصیت احمد عبادی برای شرکت در مراسم خاکسپاری او به تهران رفت و پس از آن دیگر هیچگاه به دیار خود بازنگشت.
او علاوه بر خوانندگی و تنبورنوازی، سهتار هم مینواخت و در نواختن این ساز چیرهدست بود. او در سال ۱۳۷۶ به جشنوارهٔ موسیقی حماسی آمد. وی در آنجا زیر بغل استاد خود درویش امیر حیاتی را گرفت و او را به صحنهٔ تالار اندیشه آورد تا به نواختن تنبور بپردازد. خودش نیز در بخشی از برنامه مقامهای سوار سوار، سماع رقم چهارم، جلوشاهی و خان امیری را اجرا کرد و به دلیل ارائهٔ ماهور ایلامی و عالیمکان که برای اولین بار انجام شد مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت.
عالینژاد پس از چندین سال ماندگاری در تهران در سال ۱۳۷۹ برای شش ماه به سوئد رفت و برای یک سال نیز اقامتش را تمدید کرد. عاقبت تنها چند هفته پیش از برگشتن به ایران در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در شهر یوتبری سوئد، به دست افراد ناشناس به قتل رسید و خانه و جسم بیجانش نیز به آتش کشیدهشد.
موضوعات مرتبط: سید خلیل عالی نژاد
برچسبها: یارسان , اهل حق , آیین یاری , تنبورنوازی
مرگ از دیدگاه یارسان:
در آیین یارسان چیزی به اسم مرگ ونابودی وجود ندارد ،مرگ تنها جامه عوض کردن است انسان جامه ی کهنه ی خود را به خاک میسپارد وجامه ی جدید دیگری می پوشد چون به دونادون معتقد است. فردی که در این دنیای فانی زندگی میکند ممکن است در همان اوایل کودکی از دنیا برود وممکن است سالهای فراوان عمر کند وبعد دون عوض کند ودون جدید هم برگرفته از همین دون(جامه)است یعنی اگر فردی در این دنیا اعمال ورفتار پسندیده ای داشت مطمئنا"دونی در انتظارش است که در آن دون فردی پاک وآراسته از کمالات باشد واگر فرد بد کردار ونالایق می بود دون دیگرآن فرد پر از عذاب ورنج می بود وحتی می توان گفت آن فرد به جامه ی حیوانات هم تنزل میافت پس نابودی در کار نیست تنها جامه عوض کردن است وبس.
کوچ و رورو پیشان منمانو
شون جامه شان که س نمه زانو
ئه گه ر بزانان شون جامه شان
وه مه شعله وه مه یان ومه شان
هه رکه س بزانو شون جامه ی ویش
نه ی کوچ ورو رو نه یار و اندیش
مردان مه ترسان نه ی سیاسه ته
تسلیم گیانان چوین غویطه ی به طه
اولمان یارن آخرمان یارن
اول آخرمان شای خاونکارن
یعنی اینکه هرکس خود را بشناسد از رفت وبرگشت هراس ندارد بلکه با شادی مرگ را استقبال می نماید زیرا مردن مانند غوطه مرغابی در آب است که از سوی دیگر بیرون می آید.
شب اول به نیابت حضرت مصطفی داوان و در صورت امکان مالی، گوسفندی را قربانی می کنند ودر جم یاری سبز می نمایند(دعا میدهند).
روز هفتم به نیابت هفت تن. در در مناطق زیادی مراسم روز هفتم همراه با کلام خوانی و تنبور نوازی و اجرای مقاماتی همچون فانی فانی و حقن حقن و .... شور و حال خاصی خواهد داشت (البته بعضی مردم روز سوم را هم مراسم می گیرند که بیشتر برای آندست از مردم است که نتوانسته اند در مراسم خاکسپاری شرکت کنند).روز چهلم به نیابت چهل تن.وسال به نیابت حضرت سلطان سهاک.
موضوعات مرتبط: مقاله پژوهشی با موضوع یارسان
فلک زندگیم ارا شیوانی
دوس نازارم چی وه آسانی
تنیا یارگم چی وه آسانی
امشو دلگم هم پر وه درده
مالم چک چول کوانیم سرده
الان خمین و زبون و خوارم
له ناو ای دنیا بی کس و کارم
عزیز ارا چه دلم شکانی
ریشم آگر دای گلام رزانی
اشکم جمو بی جور سیل واران
دلم ویلانه بی سر و سامان
خدا هی خدا وه رنج و وفا
پره ای دنیا له جور و جفا
دنیا وه بی تو ارام زندانه
باخ آرزو بی تو ویرانه
درد دلگم کسی گوش نیگره
دلسوزی نیرم ارام بگیره
شوان تا وه سو دعا کم بمرم
تا وه او دنیا دس یارم بگرم
موضوعات مرتبط: شعر کوردی
صفحه نخست
دانستنیهایی درمورد دین یارسان
فاتحه در دین یارستان
سید خلیل عالی نژاد
مرگ از دیدگاه یارسان (اهل حق)
فلک
تاریخچه قوم کٌرد
چیستان کردی
له روژی ترسم...
مقاله پژوهشی با موضوع اهل حق (یارسان)
سووزان
اوسا
غم گردون
دالگه
دل هاتیه وه تنگ
لباس کردی
ای دل طاقت بار
غافل له دنیا
توشه آخرت
سایت اسلاید اسکین طراح قالب وبلاگ حرفه ای با امکانات عالی
من کور کوردم، زانم بیکهس نیم
هزار فامیلم، بی فریاد رس نیم
مهس کسانم وه باده مس نیم
نژاد مادم رهگهز پرست نیم
من اِفتخار کهم نژاد کوردم
رهسم و رۆسووم خوهم له بیر نهوردم
برا کوردهگهم هاوراز دهردم
ئاگا وه خفهت ههناسهی سهردم
لۆری یا کلهر، لکی یا گوران
هاوخوینیم وه تهک شهکاک و سووران
گشت چشمهی جوشان وه یه سراویم
موج و طوفانیم، اوج ههتاویم
آزادهگان ژیرتیغ ظهاکیم
له خون کاوهی مرد بیباکیم